فوتوشاپ یکی از چیزهایی هست که تقریبا ده سال میشه که میخواهم یاد بگیرم.
باورتان می آید تا همین چهار روز پیش وقتی فوتوشاپ را باز میکردم، فقط نگاه میکردم و پنج دقیقه بعد میبستمش! و احتمالا چند هزار بار باز کرده بودم و همینطور سریع بسته بودم. نمیتوانستم یک عکس ساده را نور و رنگش را کم و زیاد کنم.
باورتان می آید فقط چهار روز وقت گرفت!
چهار روز وقت گرفت که من تقریبا پنجاه درصد فوتوشاپ را یاد بگیرم؟
در این مدتی که شبکه های اجتماعی را حذف کردم، دو سه تا کتاب خواندم.
یکی پدر پولدار و پدر فقیر
غول درون البته هنوز تمام نشده
یک کورس حل منازعه را توی وبسایتی که عضویت دارم، تمام کردم.
دو تا کورس فیلمسازی با موضوع پردیوسری و نویسندگی تمام کردم.
باشگاه رفتم، احساس میکنم ماهیچه های پایم بزرگ شده اند.
فقط همین مدت کوتاهی که اینستاگرام و فیس بوک نداشتم.
موضوع وقتی که آنجا مصرف میکردم نبود، تازه فهمیدم موضوع بیشتر، ذهنیت ها و چیزهایی هست که توی مغزم می آمدند و روحیه ام را تحت تاثیر قرار میدادند.
دعوا، فحش، عشق ها، مردم اهداف شان را میگن و ناخواسته آدم با هدف و مقاصد مردم شریک میشود، خلاصه جای خوبی میشود طوری که آدم بتواند خیلی زیاد فیلتر کند و از اینستاگرام و فیسبوک واقعا برای خودش یک نیوز فید مثل یک مجله طراحی کند.
چند تا شعر و چند تا موضوع ورزشی و چند تا فکاهی و چند تا کار خلاقانه و چند تا اثر هنری! چند تا خبر خوب!!
ولی این اتفاق نمی افتد. پس بهتر است فعلا نباشند.
من هم شاید دوباره برگشتم. ولی فعلا دلم نمیخواهد.
خیلی چیزها دارم یاد میگیرم.
اگر یک تجربه زندگی ام را میخواهی بشنوی همین است.
ده سال !!!
چهار روز!!
میدانم که باید زمانش فرا برسد، همه چیز درست میشود اما ده سال و چهار روز خیلی ناجوانی است.
یک ذره غیرت خوب است.
ببینید به چی گیر کردید؟ همان ره! هر چی هست را از فردا صبح که بیدار شدید، به طرفش حمله کنید، هر چقدر حوصله تان سر رفت، باز هم جلو بروید. بعد از مدتی که واقعا حوصله تان سر رفت، کم کم چیزهایی دست تان می آید و تاریکی ها، کم کم روشن میشود.
هر کاری که فکر میکنید، خیلی سال یا ماه هست که توی مغزتان هست ولی انجام نمیشه!
No comments:
Post a Comment