2019/01/21

در این دنیا همه چیز ممکن است.

دقیقا بیست و یک ساعت شد که سرم دارد گیج می‌رود. زیر پایم خمیر خمیر می‌شود و پایم را درست روی زمین نمیتوانم بگذارم. نمیدانم چیست! یک سرما خوردگی بسیار قوی گرفته بودم که تقریبا تمام شده ولی هنوز سرفه میکنم و گاهی صورتم داغ می آید ، انگار تب داشته باشم.
حالا ساعت داره دوازده میشه، امشب را هم می‌خوابم اگر فردا از خواب بلند شدم و خوب بودم که هیچ!
اگر خوب نبودم، میروم داکتر! امیدوارم خیریت باشد. اگر بلند نشدم.هیچی ندارم که به کسی ببخشم.
من هم از هیچکس چیزی نمیخواهم.
بعد از اینکه خودم نبودم، نوع دفن و خاکم برایم مهم نیست. قبلاً ها مهم بود،‌مثلا دلم میخواست کسی سیاه نپوشد. دلم میخواست زیر یک نهال خاک شوم و همان نهال اگر بزرگ شد و درخت شد، بشود قبر من و کسانی که دوست دارند، با من از آن طریق حرف بزنند.
خواب آرام برای همه آرزو می‌کنم.

No comments:

Post a Comment