روی لینک بالا و یا لینک زیر عکس احمد ظاهر کلیک کنید و آهنگ محفلی احمدظاهر را هم گوش کنید.
![]() |
| https://soundcloud.com/b-tawakoli/ahmad-zahir-mahfeli |
من در زندگی قبلی، کابل بودم. آن وقت ها که دریای کابل به جای زباله و کثافت، آب آبی زلال روان بود. صدای پرنده ها بود و بوی خوش و عطر گل های زرد و سرخ!
صدای دینگ دینگ اتوبوس های برقی از میان جمعیتی که آن وقت ها خیلی نبود، میگذشت و شنیده میشد.
شاید ده ساله بودم ، شاید هم کوچک تر! در سالهایی که هیچ کودک مهاجر هزاره ای نمیدانست، افغانستان کجا هست چه برسد که به موسیقی افغانستان علاقه داشته باشد، من نوارهای موسیقی افغانستان را گوش میکردم.
ضبط نشنال 543 بابا را پایین میکردم، داخل یک پوش گل گلی دست دوز بود. یواشکی صندوق کاست های بابا را باز میکردم و کاست هایی که دوست داشتم را میگذاشتم. بابا خیلی حساس بود روی کاست هایش!
دو سه سالی نگذشت که وقتی میرفتم قالی بافی برای کار کردن، دیگه خلیفه نمیگفت، بیا هفته ای بیست تومن بهت میدهیم. برای خودت لواشک بخری و کیک بخری! یک هفته کار برای یک بار خوراکی خریدن و تمام! کار میکردم و آخر هفته بیشتر از هزار تومن میگرفتم. کاست های سونی استغونی جاپانی اصل که بهشان میگفتند کاست های استغونی، از پاکستان می آمدند، یک عکس از خواننده با کیفیت خیلی خوب توی پوش نوار بود.
کدام تان نصف پول یک هفته کارتان را یک نوار میخریدید؟
اولین کاستی که خریدم، نوار چهارده احمدظاهر بود. چقدر گوش کردم و چقدر در بعدازظهرهای مهاجرت و بعدازظهرهای تنهایی و غمگین وطن، با آن به خواب رفته بودم. چقدر چشمهایم را بسته بودم که دختر همسایه یواشکی بیاید و مرا از پنجره نگاه کند. چشم در چشم شویم، خودم را در آغوشش بیندازم. حیف که ایران جای عاشقی نبود، افغانستان که بود... من بلد نبودم.
حالا این آهنگ! وقتی که این دخترِ مست، که شاید هنگامه است. بین مردان فریاد میزند و احتمالا پیاله شراب به دستش! همه مجلس را به دست گرفته است. همه التماسش میکنند که بگذار بخوانیم و باز همان خنده های قاه قاه و مست گونه اش!
حالا این آهنگ، وقتی احمد ظاهر آهنگ را عوض میکند که سرِ شب تا سحر گریه کردم، دختر! بلند میگه: آخ !!
حالا این آهنگ، وقتی نی نواز با صدای سنگین خدا گونه اش، میگوید، بخوان، بخوااان !! و احمد ظاهر به سرعت آهنگ را شروع میکند.
حالا این آهنگ، وقتی مرد سیاه مست، با صدایی که از میان هزار کوه رنج و خستگی بیرون می آید و آن زیرها صدایش شنیده میشود، هنگامه بلند جیغ میزند، ووووی !!! انگار میگوید، کورَت شوم، نبینمت در این روز !! این همه عاشقی! این همه مستی!
حالا این آهنگ، وقتی احمدظاهر شوخی میکند، میخندد، شکر افشانی میکند، ( او!! بان، مره میمانی یا نی؟) ( صاحیب مره نمیمانه)
چند شب است که میروم کابل! با این آهنگ!
ای نام غمت ترانه من
عشق تو همه
بهانه ی من



No comments:
Post a Comment