2019/01/16

حالا که بزرگ شدیم، فرصت بدهیم.



کسانیکه نمیخواهند به عقایدشان شک کنند "متعصب" اند.
کسانیکه نمیتوانند به عقایدشان شک کنند "احمق" اند.
و کسانیکه میترسند به عقایدشان شک کنند "برده" هستند...
 برتراند راسل
#سخن


همین چند سال پیش بود که گفته بودم از فلان رفتار خوشم نمی آید. تقریبا همه جا هم گفته بودم. نمیدانم اولین بار که گفتم چقدر واقعاً خوشم نمی آمد ولی این را میدانم که هر روز با تکرار این حرف، بیشتر از آن رفتار خوشم نمی آمد و بیشتر مصمم تر میشدم به حرفم! از طرفی دیگران هم در این گوشه از باور و شخصیتم نقش داشتند. (مگه نگفته بودی؟؟؟؟...)

چند وقتی هست دارم برای تمام این چیز‌ها یک وقت دوباره می‌دهم. شاید هم چندین باره! یک سال میشود دارم با همه چیز صلح می‌کنم. گرچه چیزهایی هنوز هست که ناراحتم میکنند.

همان کتابی که سالها پیش، چند برگه اش را خواندم و نچسبید و گفته بودم ، خیلی کتاب مزخرفی هست و گذاشته بودمش کنار!  و بعدش هر جا که حرفی از آن کتاب شده بود گفته بودم من مقداری ش را خواندم، خیلی کتاب مزخرفی هست.  بهتره وقتت ره مصرف نکنی!  حالا میخواهم آن کتاب را پیدا کنم. یک بار دیگر با همین پختگی هایی که دارم بازش کنم. ببینم از کجایش خوشم نیامده! نمیدانم شاید آدم هر چه سن اش بالاتر می‌ره همه چیز بیشتر آسان میشه، نه!!! ولی اینطور نیست. من برای رسیدن به این نتایج فکر کردم، زحمت کشیدم.
فکر کردم به آن غذایی که دوست نداشتم، به آن لباسی که دوست نداشتم.

میخواستم بنویسم به آن آدمی که باهاش قهر کرده بودم. بغضم گرفت. خیلی سخت است. آدمها که مثل لباس و غذا نیستند. دوباره ازشان سر بزنی و اگر دوباره دلت را شکست، دوباره بگی : خب این بار هم ترکت میکنم ، تا ببینم چند سال بعد دوباره با هم روبرو می‌شویم. با آدمها نمیشه از این کارها کرد.
بدمزگی آدمها شاید از بین برود ولی بدمزگی های جدید در درون شان رشد می‌کند. بدمزگی و خوشمزگی آدمها فقط شکل شان در طول سالها عوض میشود.

همه چیز در درون ماست. صلح با آدمها سخت‌ترین کار ممکن است اما امکان پذیر و با تمرین و ممارست!
دلم برای چند نفر خیلی تنگ شده! اما از اشتباه دوباره خودم و خودشان می‌ترسم. میدانم آنها هم دقیقا مثل من فکر میکنند. شاید هم نه!!! هر بار یادشان می آیم، از سر تا پایم را با فحش می‌شویند.
صلح در درون ماست.

No comments:

Post a Comment