2019/03/27

هر طرف که پول باشد، همه چیز به همانطرف میرود

تا حالا از خودتان پرسیده اید چرا در اسکار و گلدن گلوب و فلان و فلان! فیلم های اروپایی و آمریکایی و هالیوودی که ممکنه حکایت یک سبک زندگی ساده و تقریبا خوش باشد با یک فضای آرام و کوچه های سبز و زندگی که در جریان است، نامزدِ این جوایز شوند؟ من نمیدانم این نوع سبک فیلمها از افغانستان و ایران و هند و کشورهای آمریکای جنوبی و آفریقا تا به حال در این گونه جشنواره ها نامزده شده اند یا نه؟  ولی میدانم آنهایی که نامزد شدند و یا جایزه گرفتند، فیلم هایی بودند با ژانرهای دارامای سیاه در یک فضای خیلی غمگین و وحشت زده و افسارگسیخته! و حتی شاید هم این چیزی که من میگویم درست نباشد. ولی چرا هیچ فیلم سازی از کشورهایی که گفتم به این فکر نمیکنند که میتوانند با یک فیلم در یک فضای تقریبا شبیه فضای آمریکا و اروپا فیلم بسازند در کشورشان! نمیگویم دقیقا همان میزانسن ها و همان سکانس ها و اینها! منظورم این است، این فضایی که فعلا معرفی میشود هم اینطور نیست. مثلا شاید یک اروپایی و آمریکایی دوست داشته باشد وقتی خیلی از زندگی سیر آمده است، برود و یک فیلم از افغانستان یا ایران نگاه کند و به خودش بگوید، خدا را شکر که اینجا هستیم. 
مثلا ممکن است سکانس اینکه یک سری زن ها به کودکانشان تریاک میدهند تا بخوابند و اینها بتوانند کار کنند، حقیقت داشته باشد ولی در مقابل بسیاری از چیزهای دیگه ای که هست، مثل مادری که برای کودکش و آینده کودکش هر کاری میکند، در عین بیسوادی با ذوق به کورسهای آموزشی میرود تا بیشتر در مورد تربیت کودکش بداند. این گونه مادرها هم بسیار زیاد است، خیلی زیاد تر از مادرانی که به کودکان شان تریاک میدهند. اما موضوع این است که یک اروپایی وآمریکایی است که به نگاه کردن فیلم پول میدهد نه یک افغانی یا ایرانی! پس هر جای که پول است همانجا هم میگوید و تقاضا میکند، نوع فیلم و نوع سکانس و فیلمنامه ره! 
ما یک سری فیلمهایی داریم که برای مردم خودمان میسازیم که تقریبا چیزی هست که از سر خودمان میگذرد و دوست داریم به مردم خودمان بگوییم و امیدواریم که مردم ما هم خوششان بیاید. اما یک سری فیلم هایی است که فیلمسازهای ما شب و روز فکر میکنند تا چیزی بسازند که در اروپا و آمریکا و استرالیا کسب در آمد کند و مخاطب دلار دار جذب کند. 
مثلا شما هیچ وقت هیچ وقت، نمیتوانی جایزه ای بگیری یا نامزد در یک جشنواره معتبر خارجی شوی که فیلمت در مورد این باشد که یک ربات از فضا به شکل آدم مثلا در کوهستان بین مردم بومی افغانستان فرستاده شده برای یک ماموریت! هر چقدر هم فیلمنامه ات قوی باشه! چون این جشنواره ها به دست آدمهایی ساخته شده است که خودشان دارند نان میخورند و این نان برای خودشان کافی نیست و این موضوع اصلا جالب نیست که شما یک نوع ژانر برند ره از آنها بخواهید بگیرید، بعدشم اصلا ممکن نیست تو بتوانی بگیری با این همه تفاوت سطح تکنولوژی ! پس آسان ترین کار فیلمسازهای ما این است که وارد فیکشن های شوند با گرایش مستند! در یک فضای آنارشیست که مردم در حال خوردن همدیگر هستند. 

No comments:

Post a Comment